سه شنبه، ۱ خرداد ۱۳۹۷
خانه / طریقت / ازدواج موفق، خانواده آرمانی / شماره ۴ – چرا برخی انگیزه‌های ازدواج منفی هستند؟!

شماره ۴ – چرا برخی انگیزه‌های ازدواج منفی هستند؟!

در دو شماره پیشین برخی از انگیزه‌های منفی ازدواج را برشمردیم که عبارت بودند از: پول و ثروت، زیبایی، مقام، فرار از تنش، ترحم و بهره‌مندی از مزایای ازدواج، مهاجرت، خودنمایی و فخرفروشی، چشم‌وهم‌چشمی، ترس از تنهایی، رسیدن به آزادی‌های کاذب، غرایز جنسی، حس استقلال، اصرار اطرافیان و ترس از حرف مردم، کمبود محبت، شهرت، بهتر شدن روحیه یا سلامت جسم، بقای نسل، رسیدن به عشق‌های کاذب، فراموش کردن کسی، انتقام، اعتقادات و باورهای غلط.

چرا برخی انگیزه‌های ازدواج منفی هستند؟!اما چرا این انگیزه‌ها منفی شمرده‌شده‌اند؟ علت عمده آن است که این انگیزه‌ها دوام ندارند. اگر کسی به خاطر پول یا ثروت ازدواج کند و صرفاً به این دلیل که پدر دختر آپارتمانی را به نام او کرده است، انگیزه ازدواج او باشد، معلوم است که در صورت از دست دادن این ثروت هدف زندگی مشترک را از دست خواهد داد. در این حال زن و شوهر باقی می‌مانند و یک‌عمر زندگی (رفتار، خانواده، باورهای متفاوت، این‌که به هم می‌خورند یا نه؟ و …)

ممکن است که دختری با پسری به‌واسطه وضعیت مالی خوبی که داشته ازدواج کند و پس از مدتی این پسر ورشکستگی مالی پیدا کند یا اینکه از کار اخراج گردد. اکنون‌که از کار اخراج شده است،دیگر تحمل او برای دختر سخت است. اما اگر انگیزه‌های خوب، علت‌های صحیح و عالی برای ازدواج داشته باشیم، فرقی نمی‌کند که چه شغلی دارد و یا اینکه شغل قبلی را ازدست‌داده و اکنون شغل جدید پیداکرده است.

ممکن است فردی به علت زیبایی طرف مقابل، میل به ازدواج در او زیاد شود. این زیبایی‌ها بعد از مدتی عادی می‌شود و آن جلوه و زیبایی روز اول را قطعاً برای او نخواهد داشت. این چهره به‌تدریج چروک می‌شود و در هم می‌شکند، در این صورت زن و شوهر باقی می‌مانند و یک‌عمر زندگی با اعتقادات و اخلاقیات یکدیگر. ممکن است که برای این چهره زیبا اتفاقی بیفتد، اگر فردی به انگیزه منفی زیبایی ازدواج‌کرده باشد آنگاه پس‌ازاینکه برای این چهره اتفاقی افتاد انگیزه خود را از دست می‌دهد و چند روزی هم او را تحمل می‌کند ولی سپس پشیمان می‌شود. اما اگر شخصی با انگیزه‌های مثبت و معیارهای صحیح ازدواج کند و در کنار این معیارهای خوب، چهره زیبایی هم داشته باشد حتی اگر برای این چهره اتفاقی بیفتد، چیزی عوض نمی‌شود زیرا در کنار این چهره، معیارهای خوب بسیار زیادی نیز وجود دارد. بنابراین مواردی که گفتیم به این دلیل که زودگذر هستند، انگیزه منفی برای ازدواج شمرده می‌شوند.

فردی به خاطر فرار از تنش‌های خانواده ازدواج می‌کند اما اگر انگیزه‌ها مثبت نباشد، معیارها درست نباشد و ازدواج فقط به‌قصد فرار از خانه باشد، یک تنش جدید بر تنش‌های قبلی او اضافه می‌شود. بنابراین همه این‌ها ازآن‌جهت که زودگذر هستند از انگیزه‌های منفی ازدواج هستند.

گاهی اوقات با خودمان می‌گوییم خدایا کاش کسی بود که از غیب به ما خبر می‌داد. مثلاً فردی می‌خواهد معامله‌ای را انجام دهد و فکر خود را هم کرده است ولی کمی مردد است که آیا این معامله سود دارد یا نه؟ در چنین مواقعی با خود می‌گوید کاش کسی از غیب خبر می‌داد که آخر و عاقبت این معامله چه می‌شود. احادیثی که از امامان معصوم نقل می‌کنیم همگی مانند بسته‌هایی آسمانی است که از غیب به ما خبر می‌دهند و راه را به ما نشان می‌دهند، اما ما به آن‌ها اعتنا نمی‌کنیم. پیامبر اعظم اسلام (ص) در حدیثی فرمودند: «با زنان صرفاً به خاطر زیبایى آنان ازدواج نکنید که چه‌بسا زیبایى آنان هلاکشان سازد، و با آنان به جهت ثروتشان ازدواج نکنید که چه‌بسا ثروت آنان سبب طغیانشان شود.» (کنز العمّال، ج ۱۶، ص ۳۰۴) لحن پیامبر در این حدیث شریف لحن پیشنهادی نیست بلکه لحن امر است.

پیامبر در حدیث دیگری می‌فرمایند: «هرکه با زنى تنها به خاطر زیبایى او ازدواج کند، آنچه را که دوست دارد در او نمى‏یابد، و هرکه با زنى فقط به خاطر دارایى او ازدواج کند، خدا او را به همان وامى‏گذارد». مثلاً یک پسر برای ازدواج با دختری که پدر پولداری دارد انگیزه پیدا می‌کند. ثروت به‌تنهایی برای این پسر ملاک نیست بلکه ثروت زیاد، لذت بیشتر و احساس امنیت بیشتر را برای او فراهم می‌کند. خدا نیز  این پسر را به همان ثروت وامی‌گذارد و به او می‌گوید این دختر و تمام ثروتش برای تو، ببینم چگونه با این ثروت برای خود لذت و احساس امنیت بیشتر را فراهم می‌کنی. این امر در مورد پسران هم صادق است. دختری می‌خواهد با پسری که وضعیت مالی خوبی دارد ازدواج کند که احساس خوشبختی بیشتری را به دنبال داشته باشد، خدا می‌گوید این مرد و تمام ثروتش برای تو، ببینم با این ثروت چگونه می‌توانی خوشبخت شوی. خوشبختی این دختر را به ثروت این پسر وامی‌گذارد.بنابراین معیار را باید چیز دیگری در نظر بگیریم نه پول و فرار و غیره؛ آنگاه خوشبختی که هدف اصلی ما بوده اما در قالب این انگیزه‌ها تصور می‌کردیم نیز از سوی خدا به ما ارزانی می‌شود.

می بنیم که معیارها و انگیزه‌های ما برای ازدواج درست نیست. به همین دلیل است که زندگی‌ها گاهی اوقات ازهم‌پاشیده می‌شوند. پدر و مادرهایی که آگاه نیستند، اولین سؤالی که از خواستگار دختر خود می‌پرسند این است که آیا خانه و ماشین دارد یا خیر؟ ماهی چند حقوق می‌گیرد؟

این حق شماست که بدانید آقایی که قرار است دختر شما را به همسری انتخاب کند آیا حقوق خوبی دارد که بتواند خرج و مخارج دختر شما را بپردازد؟ اما این سؤالات جزء سؤالات اولیه نباید باشد. سؤالات اولیه و دغدغه‌های اساسی باید چیزهای دیگری باشد. به همین دلیل توصیه اصلی به پسرها این است که اگر برای خواستگاری وارد خانه‌ای شدید که سؤال اولیه آن‌ها این بود که آیا شما خانه دارید یا نه؟ ماشین شما چیست؟ و این موارد جزء چیزهای مهم برای آن‌ها بود، حتماً آن خانه را ترک کنید.

اینکه پیامبر می‌فرمایند: «چه‌بسا زیبایى آنان هلاکشان سازد» هلاکت الزاماً به معنی مردن نیست. گاهی اوقات همین زیبایی باعث هلاکت سرمایه‌های زندگی می‌شود. این‌قدر زیبایی طرف مقابل موجب غفلت می‌شود که جوانی و زیبایی‌های خود را به فنا داده است. تحت تأثیر حرف دیگران که این پسر خیلی خوش‌تیپ است یا این دختر خیلی زیباست قرارگرفته و با او ازدواج کرده است. یا اینکه پیامبر فرمودند: «آنچه را که دوست دارد در او نمى‏یابد». پیامد ازدواج با یک دختر زیبا یا یک پسر خوش‌تیپ در ذهن ما این است که ازدواج با او و در کنار او بودن موجب لذت، گرمی، عشق، محبت و صمیمیت است و این افتخار را دارد که این فرد همسر من است. اما پیامبر می‌فرمایند کسی که به خاطر زیبایی ازدواج کند، دلخواه خود را (گرمی، عشق، محبت و ….) نمی‌یابد.

رسول خدا (ص) در آموزه‌‏اى لطیف در جمع پیروان خود فرمودند:«از سبزه روییده در مزبله بپرهیزید.» پرسیدند: سبزه روییده در مزبله چیست؟ آن حضرت فرمودند: «زن زیبایی که بد تربیت یافته باشد.» (الکافى، ج ۵، ص ۳۳۲)

ادامه دارد …

این نوشته در صفحه ۱۴ شماره ۵۱۰  هفته‌نامه آذرپیام (هفته سوم آذر ۹۴) منتشر شده است.

طریقت - ازدواج موفق، خانواده آرمانی 4 - احمد ذاکری

نوشتار پیشنهادی

عبرت‌های داستان کربلا - بخش سوم - احمد ذاکری

عبرت‌های داستان کربلا – بخش سوم

تبلیغات، طمع و ترس خصوصیاتی که در شماره گذشته برای یزید برشمردیم مانع بزرگی بود …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *