سه شنبه، ۲۴ مهر ۱۳۹۷
خانه / محرّم و صفر / هزار و سیصد و هفتاد و شش سال و چهل روز – سرمقاله امروز سرخاب

هزار و سیصد و هفتاد و شش سال و چهل روز – سرمقاله امروز سرخاب

هزار و سیصد و هفتاد و شش سال و چهل روز - سرمقاله سرخاب 2331 - احمد ذاکریچهل روز می‌گذرد. چهل روز از روز واقعه. واقعه‌ای که در تاریخ نظیر ندارد. نظیر ندارد چون پوینده و ماناست در طول تاریخ چند هزارساله بشر. شاید قبل‌تر و یا بعدتر، اتفاقاتی دردناک‌تر از این هم به وقوع پیوسته باشد؛ اما هیچ‌کدام مثل واقعه عاشورا نیست. چراکه از دل این رخداد عظیم، صدها سال است که تفکر شیعه هرروز و هرلحظه در حال رویش و زایشی تازه است. رویش و زایشی به سمت تعالی؛ به سمت خدا.

خون امام حسین – که بر او و اجداد و اولاد پاکش سلام باد – خونی نیست که فراموش شود. بعید نبود اگر این خون – خون خدا – بر زمین نمی‌ریخت، فکر ناب اسلامی که میراث پیام‌آور انسانیت و عقلانیت به انسان جاهل و غافل بود، در همان سال ۶۱ هجری، بدل به فکری طاعون‌زده از پستی‌های فرزندان امیه – که لعنت خدا بر آنان باد – نمی‌شد و فکر داعش‌گونه آنان – این جرثومه افساد به نام اسلام – در همان سال‌ها پرونده خداپرستی را مختومه نمی‌کرد! پس شیعه چگونه این خون را فراموش کند؟ اسلام ناب محمدی (ص) چگونه این خون را از یاد ببرد؟

قیام امام حسین (ع) قیامی برای پاسداری از کرامت انسانی و آزادگی او بود که فرمود: «اگر دین ندارید، لااقل آزاده باشید.» انسان پس از گذر از سال‌های بت‌پرستی به خداپرستی رسیده بود، اما اینک در پس شصت‌ویک سال از هجرت آخرین پیامبر (ص) به‌جای لات و هبل و عزی، نفس خویش را خدای خود قرار داده بود و به فریب و نیرنگ بنی‌امیه، راهی در پیش گرفته بود به‌مراتب پلیدتر از عصر جاهلی. بت ظاهر جای خود را به بتی پنهان داده بود تا جایی که به قتل فرزند پیامبر مبادرت می‌کردند و می‌پنداشتند بهشت پاداش آنان خواهد بود!

امام (ع)، فرزند آخرین پیامبر (ص) است که آمد، برای اینکه انسان‌ها را بیدار کند؛ و اکنون همان انسان‌ها مقابل چشمان امام (ع) به خوابی سنگین‌تر از عصر پیامبر (ص) فرومی‌رفتند. امام (ع) می‌دید که مردم، دین را بازیچه دنیاخواهی خود قرار داده‌اند و چنان رفتار می‌کنند که گویی پیامبر (ص) برای دنیای اینان ظهور کرده است. تا دیروز برای پرستش بت به گرد کعبه می‌گشتند و امروز برای پرستش خدا؛ تنها نام عوض شده بود و مقصد همان بود که بود؛ دنیا!

چاره چه بود؟ خواب سنگین‌تر، فریاد بلندتر و رساتری می‌طلبید! و خون امام (ع) – که خون خداست – بلندترین فریاد حق‌طلبی تاریخ است؛ بر بلندای نیزه، با لب‌تشنه و گلوی بریده.

اکنون چهل روز می‌گذرد. هزار و سیصد و هفتاد و شش سال و چهل روز.

فریاد حسین بن علی (ع) هنوز هم از سرزمین کربلا به گوش می‌رسد. «هل من ناصر ینصرنی؟!»

در پس این سال‌ها و روزها، اگر زیر علم امام حسین (ع) سینه می‌زنیم اما دنیا را پررنگ و لعاب می‌بینیم و در پی‌اش دین فروشی می‌کنیم، هنوز فریاد امام (ع) را نشنیده‌ایم.

این نوشته در صفحه ۱ (سرمقاله) شماره ۲۳۳۱ روزنامه سرخاب مورخه ۱۰ آذرماه ۹۴ به چاپ رسیده است.

نوشتار پیشنهادی

خوش به حالش - احمد ذاکری

خوش به حالش!

گاهی اوقات در گفتگوهای روزمره و عمومی خود با این جمله مواجه هستیم که خوش …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *