سه شنبه، ۲۴ مهر ۱۳۹۷
خانه / طریقت / ازدواج موفق، خانواده آرمانی / شماره ۳ – به این دلایل ازدواج نکنیم!

شماره ۳ – به این دلایل ازدواج نکنیم!

در شماره پیشین برخی از انگیزه‌های منفی ازدواج را برشمردیم که عبارت بودند از: پول و ثروت، زیبایی، مقام، فرار از تنش، ترحم و بهره‌مندی از مزایای ازدواج. اینک ادامه انگیزه‌های منفی ازدواج را بیان می‌کنیم.

به این دلایل ازدواح نکنیم!مهاجرت!

برخلاف مورد قبلی این مورد بیشتر در بین دخترخانم‌ها شیوع دارد. دختری روستایی با دیدن خواستگار شهری، برای ازدواج انگیزه پیدا می‌کند درحالی‌که درخواست جوانان هم‌ولایتی‌اش را برای ازدواج رد می‌کرد. یا دختری در شهرستان به خواستگاری که از پایتخت آمده، تمایل نشان می‌دهد. حتی گاهی یک ایرانی مقیم اروپا برای ازدواج به ایران می‌آید و دختر به‌واسطه اینکه پس از ازدواج به کشور دیگری خواهد رفت، انگیزه‌ای قوی برای ازدواج با او دارد. گاهی هم اتفاق می‌افتد که دختری برای تحصیل تمایل به مهاجرت به کشور دیگری دارد؛ اما به دلیل مجرد بودن امکان خروج از کشور را ندارد. بنابراین به دنبال پسری می‌گردد که با او ازدواج کند و بتواند با او یا حتی بدون او و فقط با اجازه او از کشور خارج گردد.

خودنمایی و فخرفروشی / چشم‌وهم‌چشمی

وقتی‌که فرد – معمولاً دخترها – دچار حسد نسبت به دیگران باشد و بخواهد که از آن‌ها بالاتر قرار گیرد، این امر در ازدواج او هم اثر می‌گذارد و دنبال این است که اگر مثلاً شوهر دخترخاله‌اش پزشک عمومی است، شوهر او پزشک متخصص باشد و برای همین تنها انگیزه‌اش تخصص بالاتر خواستگار از شوهر دخترخاله است. یا می‌خواهد همسر آینده‌اش کارخانه‌دار باشد تا بتواند بدین‌وسیله به دیگران فخرفروشی کند. برخی اوقات همین مسئله مانع بزرگی برای ازدواج می‌شود و دختری را تا پایان عمر مجرد باقی می‌گذارد. چراکه به خواستگارها جواب منفی می‌دهد تا خواستگاری از راه برسد که فلان شغل یا موقعیت اجتماعی را داشته باشد تا پیش اقوام کم نیاورد. بدین ترتیب جون هیچ خواستگاری نظر او را جلب نمی‌کند تا آخر عمر ازدواج هم نخواهد کرد.

گاهی این اشتباه از سوی اطرافیان و خانواده دختر هم رخ می‌دهد و مانع ازدواج او باکسی می‌شوند تا خدای‌نکرده کسر شأن خانوادگی‌شان نباشد!

ترس از تنهایی

وقتی سن ازدواج بالا می‌رود یا اینکه یکی از والدین فوت می‌کند یا وقتی‌که خواهر و برادرها همه ازدواج می‌کنند و او تنها می‌شود، به این فکر می‌افتد تا ازدواج کند. تا دیروز به همه موارد ازدواج مناسب به بهانه‌های مختلف جواب منفی داده و امروز به خاطر ترس از اینکه تنها شده و کسی در کنار او نیست، به فکر ازدواج می‌افتد.

رسیدن به آزادی‌های کاذب

فردی که در خانه پدری با محدودیت‌هایی مواجه است با این انگیزه اقدام به ازدواج می‌کند. دختری دوست دارد آرایش کند اما پدرش می‌گوید: من اجازه نمی‌دهم؛ هر وقت شوهر کردی، هر کاری خواستی بکن. پسری می‌خواهد با دوستانی بگردد اما خانواده مانع می‌شود و پدرش می‌گوید تا وقتی نان مرا می‌خوری و در این خانه هستی، حق نداری با این دوست‌ها بگردی. بنابراین دختر یا پسر می‌گوید اگر ازدواج کنم، مستقل می‌شوم و کسی کاری به کارم ندارد.

غرایز جنسی

ارضای تمایلات جنسی انگیزه‌ای قوی در افراد است و بدون اینکه فکر کند با این شخص چند سال زندگی خواهم کرد و اصلاً آیا معیارهای صحیح ازدواج را دارد یا نه؛ ازدواج می‌کند.

حس استقلال

شاید نتوان این مورد را به‌خوبی از انگیزه دستیابی به آزادی‌های کاذب جدا کرد. این انگیزه بدین شکل است که فرد احساس می‌کند با ازدواج مستقل می‌شود و روی پای خودش می‌ایستد و به کسی وابسته نیست. این وابستگی ممکن است عاطفی یا مالی باشد اما او دوست دارد تا در این‌ها به استقلال دست یابد و چاره را در ازدواج می‌بیند.

اصرار اطرافیان و ترس از حرف مردم

گاهی والدین اصرار به ازدواج فرزند خود دارند و کسی که چندان تمایلی ندارد مجبور به قبول می‌شود. گاه ترس از حرف مردم که چرا تابه‌حال ازدواج نکرده – آیا مشکل جسمی دارد؟ یا موارد دیگر – باعث می‌شود فردی که تمایلی به ازدواج نداشته، تن به ازدواج دهد. درواقع این‌ها انگیزه‌های تحمیلی هستند.

کمبود محبت

وقتی در خانه‌ای روابط بین اعضا به‌درستی تعریف نشود و شخص دچار کمبود عاطفی گردد، نتیجه آن چیزی مثل انگیزه فرار از خانه می‌شود که در پی آن ازدواج را امکانی برای جبران این کمبود می‌بیند.

شهرت

ازدواج با افراد معروف مثل بازیگرها، فوتبالیست‌ها و … باهدف دستیابی به شهرت هم یکی از انگیزه‌های منفی در ازدواج است.

بهتر شدن روحیه یا سلامت جسمی

این انگیزه معمولاً از سوی والدین مطرح و پیگیری می‌شود. فرزندی که معتاد، ناسازگار و پرخاشگر یا رفیق‌باز است با تصور اینکه بعد از ازدواج اصلاح می‌شود از سوی پدر و مادر وادار به ازدواج می‌شود. یا دچار یک آشفتگی روحی است که او را ازنظر جسمی ضعیف کرده و برای اینکه سلامتش را بازیابد به او پیشنهاد می‌کنند تا ازدواج نماید.

بقای نسل

گاه انگیزه برای ازدواج این است که این پسر تنها فرزند آن‌هاست و باید ازدواج کند و بچه‌دار شود تا نسل این خانواده منقرض نشود. معمولاً پدر خانواده در این انگیزه برای ازدواج پسرش مؤثرتر است.

رسیدن به عشق‌های کاذب

یکی از آثار دوستی‌های قبل از ازدواج در اینجا ظاهر می‌شود. دختر و پسری باهم دوست هستند و حالا دختر تهدید کرده که دیگر امکان ادامه دوستی را ندارد. بنابراین پسر برای حفظ رابطه برای ازدواج اقدام می‌کند، درحالی‌که قصد ازدواج نداشته است. یا می‌بیند که برای دختر خواستگار می‌آید و ممکن است او را از دست بدهد. اگرچه از ابتدا قصد ازدواج نداشته اما اکنون به ازدواج فکر می‌کند و پا پیش می‌گذارد.

فراموش کردن کسی

گاهی شخص برای اینکه دوست‌دختر یا پسر خود را به دلیل اینکه ازدواج‌کرده، یا به کشور دیگری رفته و یا فوت کرده، فراموش کند، تصمیم به ازدواج می‌گیرد.

انتقام

انتقام گرفتن از دوست‌پسر یا دختر برای اینکه به او بدی کرده، مثلاً با رقیب او ازدواج کرده، انگیزه‌ای می‌شود تا فرد زودتر به ازدواج اقدام کند تا بدین‌وسیله از طرف مقابل انتقام بگیرد. گاهی در زوج‌های طلاق گرفته هم این اتفاق می‌افتد که برای انتقام از همسر سابق، فوراً ازدواج می‌کند.

اعتقادات و باورهای غلط

اعتقاد به اینکه خواستگار اول را نباید رد کرد یا عقد پسرعمو و دخترعمو را در آسمان‌ها بسته‌اند و نظایر آن‌ها، از باورهای خرافی رایج بین برخی خانواده‌ها هستند، که گاهی سبب اقدام برای ازدواج می‌شود.

در شماره‌های بعدی به بررسی اینکه چرا این انگیزه‌ها منفی هستند و در مقابل، انگیزه مثبت ازدواج کدام است، خواهیم پرداخت.

ادامه دارد …

این نوشته در صفحه ۱۴ شماره ۵۰۹ هفته‌نامه آذرپیام (هفته دوم آذر ۹۴) منتشر شده است.

سبک زندگی - ازدواج و خانواده موفق 3 - احمد ذاکری

نوشتار پیشنهادی

عبرت‌های داستان کربلا - بخش سوم - احمد ذاکری

عبرت‌های داستان کربلا – بخش سوم

تبلیغات، طمع و ترس خصوصیاتی که در شماره گذشته برای یزید برشمردیم مانع بزرگی بود …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *